مهر ورزیدن به یکدیگر
چگونه همدیگر رادوست داشته باشیم وبه هم محبت کنیم
درباره ...
من سکینه باقری تیرتاشی معلم کودکان استثنایی شهرستان بهشهر باسابقه خدمت زیاد می خواهم بدین طریق تجربه هایم وآموخته هایم را دررابطه با مهرورزیدن به یکدیگر وچگونه همدیگر رادوست داشته باشیم را با شما مطرح کنم امیدورام نوشته هایم را بپسندید.
|
لوگوي خود را در اينجا قرار دهيد.
|
لینک های روزانه
جستجو گر
آمار وبلاگ
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين :
نفر
با تشکر
چگونه احساس خوشی داشته باشیم ( )
عزیزم دخترم دراین دنیای زیبا و دیدنی تا می توانی ازدنیای اطرافت لذت ببر و احساس خوشی داشته باش تمام انسانها دنبال خوشبختی وآرامش هستند غافل ازاینکه دراطرافشان ودوربرشان را خوب ببینند می توانند بهانه های بسیارزیادی برای خوشبختی خودشان پیدا کنند .پس بیاییم برای احساس خوشی پیدا کردن دنبال عامل خارجی نباشیم ومی توانیم هم اکنون اگر بخواهیم احساس شادی کنیم . قانون طلایی برای خوشبختی این باشد که زنده ام وزندگی موهبتی است که من به لذت بردن ازآن مشغولم . بقول آبراهام لینکن بیشتر مردم همان اندازه خوشبختند که خودشان می خواهند .
پس هربارکه ازکسی ناراحتی پیدا کردی بخاطر داشته باش که ناراحتی تومربوط به آن شخص نیست بلکه واکنشی درمقابل قوانین خودت نسبت به آن وضعیت است پس ازخودت بپرس کدامیک مهمتر است قوانین توکه باعث ناراحتی توشده یا روابط با شخص مقابل بعد می توانی درقبالش تصمیم بگیری .
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت
19:19
راز خوشبختی ( )
هرچیزی که برای زندگی احتیاج دارید درون خودشما است .
به غیر ازخودتان هیچ چیز قادرنخواهد بود به شما آرامش بدهد
وقتی هرروزدرانتظار آن هستید تا چیزی دراطرافتان تعیین کننده خوشبختی شما باشد خود رادرمرحله بدبختی قرارداده اید چرا که با این کارشما قربانی حوادثی می شوید که تحت کنترلتان نبوده ودیگران برای حالت خوشحالی وشادی شما تکیه گاه می شوند
زندگی ازدرون به بیرون درحال جریان است اگرشما احساس خوشبختی ویا ناراحتی می کنید تمامی آنها به خاطر چیزهایی است که دردرون شما وجود دارد همه دنیای شما دردرونتان اتفاق می افتد
شما شخصی باقوی ترین قدرت های موثر برزندگی خود هستید . شما انسانی هستید که برطبق آنچه تجربه می کنید می توانید تصمیم بگیرید خوشبخت یا بدبخت باشید .
هیچ چیز بدون اجازه خودتان نمی تواند شما راخوشبخت یا بدبخت کند .
هیچکس نمیتواند شادی وخوشبختی راازشما برباید وقتی شادی هایتان راوابسته به وجود دیگران می کنید لذا خود مسبب این دزدی وتباهی می شوید.
تنها مسئله شما این است که درک نمی کنید هیچ مسئله وکمبود اساسی ندارید .
درست است که شما قادرنیستید ازسیل جلوگیری کنید ولی می توانیدیادبگیرید که یک کشتی درست کنید .
وآخر اینکه آدم نادان دردوردست دنبال خوشبختی می گردد آدم عاقل خوشبختی رازیرپایش می بیند .
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت
21:44
پیشاپیش عید سعید فطر را مبارک می گویم ( )
فرا رسیدن روز مبارک عید فطر نوید بخش تحولاتی سرنوشت ساز در زندگی اهل ایمان است، زیرا زمینه ساز وحدت کلمه برای مسلمانان و تقویت اتحاد و اراده آنان و روز نمایش عظمت دین و بازگشت دوباره به فطرت انسانی است.
در شب و روز عید فطر، اهل ایمان با دعا و توسل خود را برای پرواز در عالم ملکوت به همراه قدسیان آماده میکنند .
بسیار ضروری است که مسلمانان از این فرصت در راه اعتلای کلمه حق و توسعه و ترویج معارف حیاتبخش الهی بهره گرفته و خود را یک سال دیگر در پناه ایمان و مصونیت بیمه کنند.
در این روز مسلمانان با شوق بسیار ، پس از گذشت یک ماه عبادت و استغاثه، در اجتماع روز فطر صف میکشند و اتحاد، یگانگی، برادری و همدلی خود را به نمایش گذاشته و بار دیگر دست رد به سینه شیطان و شیطان صفتان میزنند .
در اجتماع بزرگ مسلمانان در روز فطر، میتوان پیام های مهم و حیاتبخش اسلام را به گوش حاضرین رساند چرا که برخی افراد فقط در چنین روزی فرصت راهیابی به مجالس مذهبی را دارند و در چنین فضایی آمادگی شنیدن مطالب معنوی و دستورات انسان ساز اسلامی بیشتر است.
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت
23:14
پندهای مولانا ( )
سوی ماآید نداها راصدا
حضرت مولانامی گوید : زندگی به کوهی می ماند
که هرچه بگویی ازخیروشر ناگزیرازکوه همان طنین راخواهی شنید
این محال است اگر گمان کنی که توخوب گفتی
اماکوه ،زشت جوابت راداد!
بلبلی که درکوه آوازی بخواند
پاسخش هرگزبانگ کلاغ نخواهد بود !
بلکه پاسخی پرطنین
ازجنس همان آوازراخواهد شنید
پس هرگزگمان مبرکه کائنات درحق توخست به خرج داده!
به دیگران بخشیده اما
تورابی نصیب گذاشته !!
نه هرگزچنین نیست!
تا این اندیشه درتو باقی است محرومیت بی چارگی ،سرگردانی همچون سایه ای تورادنبال می کند
وبه دستورمولانا دوباره گوش کن که گفته
بیا
آخر تا چند بیگانگی
درمیان تشویشها وسوداها !؟
دست ازاین سرگردانی بردار
قران بخوان که گفته
اگرنیکی کنیدآن نیکی به خودکرده اید
واگربدی کنید به شما بازخواهد گشت
ای برادر توهمان اندیشه ای
مابقی رااستخوان وریشه ای
گرگل است اندیشه ات درگلشنی
ورهمه خاری ،توهیمه گلخنی
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت
11:52
مهربانی وشکرگزاری ( )

روزی که به دنیا آمدی خدا همه وفور نعمت درکاینات را بابخششی کبریایی به تو هدیه داد . فرشته ای به نام مادر را ،که مظهرعشقی بی توقع است ،بربالینت نشاند .
گهواره پیچیده درحریرت را دستان پرمهرپدر،نرم به خواب دعوت می کرد . هرآن چه آموختی ،بانگاه پرعطوفت معلم برلوح دلت جای گرفت .
ترانه باز باران باترانه ،با گوهرهای فراوان ...
زیر گنبد رنگین کمان هم بهار
سقف فلک را چراغانی می کرد ....
وتوبا برگ های تازه سبزمی شدی وبا خزان برگ ها ،رنگ نارنجی شان را زیر گام های رشد ،به تناسشای آب شدن همه یخ های زمان می نشستی .....
درروزگارت ،هیچ لحظه ای ناپدید نشده واگر همه رازهارا آشکارنمی بینی پنجره دیده خودت راببیند ...
دق الباب برقلب خویش کن و.......
ازآن چه بی ریا عطا شده بیاموزکه همه خواست خداست
آن شکرگذاری است که بامهر برلب نجوا شود ...
هرقدم که به سوی یک چشم منتظربرداری
هر احساسی که برروی صورت بنمایانی
یک تشکر از خداست ،که آن هم بی جواب نخواهد ماند ...
وقتی پاداش درمهرورزی خلاصه می شودوبس .....
به خودت ببال که می بینی ،می فهمی ومهرالهی دروجودت ریشه دارد.
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت
10:21
محفل پیروزمندان ( )
نوجوان لاغر اندام سیاه پوستی که درنتیجه سوءتغذیه پاهایش به صورت دو کمان لرزان درآمده وبه کمک چوب های زیر بغل ،خود رادرخیابان های سانفرانسیسکو به این طرف وآن طرف می کشید چه امید وانتظاری می توانست داشته باشد ؟ تکیه گاه وی دوچوب زیر بغل وقدرت روحی وی بود .
ولی پس ازچندی این پسرباساق های مضحک خود تحولی دردنیای روانشناسی به وجود آورد . نامبرده درسن یازده سالگی درضیافتی که به افتخاریکی ازفوتبالیست های تیم ملی امریکابه نام «جیم براون »ترتیب داده شده بود ،شرکت کرد . جوان دراین مجلس به بروان گفت :شما هر رکوردی راکه از خود به جا بگذارید من آن را خواهم شکست . امروزه نام این جوان برسرزبانها ست وبه همین سبب نام اصلی خودرا که مضحک تر از ساق هایش بود تغییر داده است به دو حرف او . جی . اکنون هیچ کس نام اصلی وی رابه خاطرندارد ،ولی قطعاًنام او.جی دونده اعجاب انگیز به فوتبال راکه باسرعت وتعادل غیر قابل تصوری،طول زمین راپیموده وهرچند روز رکورد جدید ی از خود به جای می گذارد ،دررایو وتلویزیون ورادیومی شنود . طرزتفکر افراد است که از آنها بنده وغلام ،یا فرمانروا به وجود می آورد .شما می توانید از خود فرد بیکاره ای بسازید ،یاآنکه فکر تسخیر فضا رادرمغز خود پرورش دهید . قادرید رویه ای جدید درکالبد جوانان میهن بوجود آورید،درمانی برای یک بیماری خطرناک پیدا کنید شاهکاری درعالم علم وصنعت یا موسیقی از خود به جای گذارید ،یا حتی مسیر تاریخ کشور خود را عوض کنید . آیا احمقانه است که زنی فکر کند اولین رئیس جمعور زن درجهان باشد ؟خانم گلدا ماید چنین فکر می کرد . آیا دور از عقل ومنطق است فکر کنیم اولین انسانی باشیم که قد م بر کره ماه می گذاریم ؟نیل آمسترانگ این تصور را کاملاًعاقلانه می پنداشت .
یکی ازبزرگترین اصول روانی به نام« عجیب ترین رمز زندگی »از دهان وقلم یکی از بزرگان تاریخ به نام ارل نایتین گل به شرح زیر بیان گردیده است .
انسان به درستی همان می شود که اغلب بدان فکرمی کند
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
یکشنبه هجدهم شهریور 1386 ساعت
11:46
عشق ( )
![]()
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت
18:24
سالگرد ازدواج ( )
امروز من ازابتداکه بیدار شدم یک حال خاصی داشتم که می شود گفت مثل بی حالی بود از روز قبل تصمیم داشتم به اتفاق همسرم و بچه ها به نمایشگاه کتاب ساری برویم ولی مگر می شود بچه ها را بیدارکرد زبانم مو درآورد اما دختر وپسرم بیدار نشدند و می گفتند الان که تابستان است بگذار کمی بخوابیم وقتی بچه ها بیدار نشدند همسرم به تنهایی به نمایشگاه کتاب رفت من هم چون ازقبل خودم را برای این مسئله آماده کرده بودم برای همین دیگر حوصله هیچ کاری را نداشتم و قتی بچه بیدارشدند می گفتند مامان چرا اینقدر بی حوصله هستی خلاصه چند ساعتی گذشت من حالت طبیعی گرفتم که دیدم شوهرم با یک عالمه کتاب به خانه برگشته حالا ناهار هم درست نکرده بودم به این امید که آنجا چیزی می خورد ما هم حاضری خوردیم وقتی ایشان آمد من ابتدا کمی کتابها را ورانداز کرده بعد شروع کردم به خواندن کتاب زندگینامه ملکه انگلستان ویکتوریا گرم خواندن بودم که همسرم گفت من ناهار چیزی نخوردم حالا ساعت ۳بعد از ظهر پاشدم شروع کردم با اشتیاق تمام به آماده کردن ناهار انگار یک دفعه تمام کسالت از بدنم رخت بر بست
بعد از پختن ناهار خواهرم به اتفاق پسرش به منزل ما آمدند و درباره مسائل مختلف صحبت کردیم وی برای کاری به شهر آمده بود ساعت ۵ پسرم به اتفاق پدرش به بازار رفتند و یک دوچرخه نو برایش خریدن دوچرخه قبلی خیلی برایش کوچک شده بود بعد از آمدن آنها همه خانواده ما به بیرون رفتیم تا شام رابیرون بخوریم البته همه مهمان همسرم بودیم چون سالگرد ازداواج ما بود و از بعداز ظهر قراربود به عباس آباد بهشهر برویم وضمن تفریح شام هم آنجا باشیم اما مسئله خرید دوچرخه باعث شد که برای عباس آباد رفتن دیر شده باشد خلاصه امروز با اینکه ابتدا برایم خوشایند نبود و حسابی کسل بودم اما با برنامه ریزی و همکاری همسرم به روزی بیاد ماندنی تبدیل شد به همه خوش گذشته بود امیدوارم شما هم روزهای خوبی را برای خود رقم بزنید
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ساعت
0:27
مهربانی کردن به فرزندان ( )
نمونه از مهربانی :
به طور کلی رحم ، مهربانی و ترحم امری است که همیشه در اسلام مطرح است . این داستان را شنیده اید که مردی از اشراف جاهلیت خدمت رسول اکرم (ص) آمد ودید که ایشان یکی از فرزندانشان را روی زانوی خودشان نشانده اند و او را میبوسند و میبویند و با او صحبت میکنند . رو کرد به پیغمبر و گفت: من ده تا بچه دارم و هنوز در عمرم هیچ کدامشان را یک بار هم نبوسیدم . در یکی از روایاتی در این زمینه آمده ، نوشتند : پیغمبر اکرم (ص) از این حرف چنان نارحت وعصبانی شد که صورت مبارکش قرمز شد و لمعان پیدا کرد و فرمود : « مَن لا یَرحَم لا یُرحَم : آن کسی که نسبت به دیگری رحم نداشته باشد ، خدا هم به او رحم نخواهد کرد » .
بنا به نقل دیگری فرمود : « اگر خدا رحم را از دل تو کنده است من چه کنم ؟! ( مطهری ، 1385) .
سخن خدای حکیم درباره مهر به فرزند :
در قرآن مجیدآمده است : «ای کسانیکه ایمان آوردید ! خود و خانواده تان را از آتشی که هیزمش مردم و سنگهایند حفاظت کنید » .
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت
16:11
ما چگونه باهم ارتباط برقرار می کنیم ( )
ارتباط چیست ؟
ارتباط عبارت است از : فرایند مبادله ی اطلاعات و احساسات . ارتباط سالم کدام است ؟
ارتباط سالم و صحیح آن است که طرفین در امر مبادله ی اطلاعات و احساسات در فضایی مناسب مشارکت کرده و با یکدیگر هماهنگی داشته و در این ارتباط هردو احساس ارزشمند ی کنند . بطور کلی ارتباط انسانها با یکدیگر بر اساس دو بینش برقرار می گردد : کرامت و اهانت . یعنی یا بر اساس تکریم شخصیت است و یا بر اساس تحقیر شخصیت .
ما در برخوردها و ارتباطاتمان با دیگران هر گونه انسان را تلقی کنیم همان گونه با او برخورد می کنیم که این کرامت را در او تقویت کنیم و اگر او را فاقد کرامت نفس بدانیم سعی در تحقیر او داریم .ما می توانیم با این اعتقاد که افراد بر اساس تقدیر الهی دارای سرنوشت ها ی مختلف هستند وچه بسا هر کاری بکنند تغییر درآن نمی توانند بدهند برای همین احترام متقابل برای تقویت حسی اعتماد به نفس می تواند ارتباطاتمامان را تقویت کند
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
سه شنبه هشتم خرداد 1386 ساعت
23:53
بافرزندانمان بازی کنیم درحین بازی خوشایندترین حس مادروفرزندی راتجربه می کنید ( )
من این روزها کتاب قورباغه را بخور برایان تریسی را می خوانم که درآن 21روش عالی برای پیروزی بروسوسه ودستیابی به بیشترین نتیجه درکمترین زمان رامطرح کرده است این کتاب درهر بخشی دارای تکالیفی کاربردی است که برای موفقیت دررسیدن به خواسته هایت که درکتاب مطرح می کند باید به آنها عمل کنیم امروز باید هدفهای مهم خودم را می نوشتم از 10هدف مهم خود مهمترین را انتخاب می کردم و برای آن برنامه ریزی انجام می دادم من یکی از مهمترین هدفم مادری خوب بودن برای فرزندانم بود که دربرنامه ریزی که دراین زمینه کرده بودم یک موردش اینکه درساعت 5 تا 5/6 با بچه های خود بازی که آنها دوست دارند درحیاط منزلمان انجام دهیم وقتی به بچه هایم گفتم با استقبال آنها روبروشدم گفتم حالا چه بازی بکنیم که به اندازه کافی لذت ببریم وهم زیاد سروصدا ایجاد نکنیم پسرم یک توپ کوچک داشت جنسش ازپارچه بود وزیاد صدا تولید نمی کرد ما گفتیم حالا چه بکنیم به حیاط رفتیم شاید 10نوع بازی مختلف بااستفاده از همین توپ کوچک ابداع کردیم و باهم بازی کردیم یعنی درست مایک ساعت ونیم باشوروحال بازی کردیم تازه همسرم گفت شما خسته نشدید که به اتاق برگشتیم هدف من از بیان این موضوع این بود که ما همیشه فکر می کنیم که چگونه می شود با بچه ها سرگرم بود ودرکنارشان بازی کرد واین کار را بسیار شاق می دانیم درصورتی که اگر شروع کنیم و درحین بازی به بازی های جدید وتازه می رسیم که جذابیت زیادی برای ما وفرزندانمان ایجاد می کند . }
H
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
یکشنبه ششم خرداد 1386 ساعت
23:9
ابراز عشق مادربه کودک موجب با هوش تر شدن کودکان می شود . ( )
مادرموجودی مهربان وسرشار از احساسات لطیف مادرانه است . براساس تحقیقات صورت گرفته ، ابراز عشق مادربه کودک موجب با هوش تر شدن کودکان می شود .
پژوهشگران دانشگاهی درکانادا دو گروه مادر را که تازه صاحب فرزند شده بودند مورد مطالعه قراردادند . یک گروه مادرانی بودند که با عشق و علاقه ومحبت فرزندانشان را تغذیه می کردند و گروه دیگر را مادرانی تشکیل می دادند که هنگام تغذیه فرزندان خود ، محبت و علاقه ای ابراز نمی داشتند . بررسی های صورت گرفته در مورد این دو گروه نشان داد نوزا دانی که درآغوش گرم وپرمحبت مادرانشان پرورش یا فته وتغذیه شده اند ، باهوش تر از کودکان دسته دوم هستند . به همین سبب ، پژوهشگران کانادایی توصیه می کنند مادران ابرازمحبت خود را از کودکانشان دریغ نکنند ، زیرا این ابرازمحبت و عشق مادرانه ، باعث رشد سریع مغز ، حافظه وهوش آنان خواهد شد .
درمقابل ، بد رفتاری یا ابراز نکردن محبت والدین به کودکان ، به ویژه از سوی مادر ، باعث ایجاد مشکلات روحی روانی و کم هوشی در بزرگسالی می شود این ضایعات روحی گاهی جبران ناپذیر و بر رفتار کودکان تأثیر منفی می گذارند .
به همین دلیل هم گفته شده است وقتی مادر به کودک خود شیر می دهد ، نگاه کودک به مادر دوخته می شود در واقع از منبع سرشار از مهر ومحبت تغذیه می گردد .
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
شنبه پنجم خرداد 1386 ساعت
10:55
تربیت درست فرزندان ( )
« نمی شود غلط زندگی کرد و درست تربیت کرد » .

ژان کوکتو ، هنرمند فرانسوی می گوید : « هیچ تابلویی زیباتر از تصویری نیست که مادری فرزند خود را در بغل می فشارد هیچ هنرمندی قادر به تصویر کشیدن این ارتباط رقیق قلبی نیست و این زیباترین تابلوی خلقت است » .
یکی از بزرگان می گوید : « هر گاه کودک با پذیرفتن زندگی کند ، دوست داشتن را یاد می گیرد » .
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
چهارشنبه دوم خرداد 1386 ساعت
12:42
نقص در هوش عاطفی زندگی را دچار آسیب می کند : ( )
«گتمن» ، روانشناس دانشگاه واشنگتن ، موشکافانه ترین تحلیل ها را در مورد چسب عاطفی که زوجها را به هم پیوند می دهد و همچنین احساسات مخربی که زندگی زناشویی را از هم می پاشد به عمل آورده است و این کار را از طریق گوش دادن و دیدن نوارهای ویدئویی از روابط زوجها انجام داده است . او دریافته است که یکی از نخستین پیامهای هشدار دهنده ، در مورد در خطر بودن زندگی زناشویی ، انتقاد تند و بی رحمانه طرفین از یکدیگر است . در صورتی که می توان به جای حمله کردن به طرف مقابل با اعتماد به نفس احساسات خود را بیان کرد .
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
سه شنبه یکم خرداد 1386 ساعت
18:2
خانواده ومحبت ( )
پژوهشگران دانشگاهی درکانادا دو گروه مادر را که تازه صاحب فرزند شده بودند مورد مطالعه قراردادند . یک گروه مادرانی بودند که با عشق و علاقه ومحبت فرزندانشان را تغذیه می کردند و گروه دیگر را مادرانی تشکیل می دادند که هنگام تغذیه فرزندان خود ، محبت و علاقه ای ابراز نمی داشتند . بررسی های صورت گرفته در مورد این دو گروه نشان داد نوزا دانی که درآغوش گرم وپرمحبت مادرانشان پرورش یا فته وتغذیه شده اند ، باهوش تر از کودکان دسته دوم هستند . به همین سبب ، پژوهشگران کانادایی توصیه می کنند مادران ابرازمحبت خود را از کودکانشان دریغ نکنند ، زیرا این ابرازمحبت و عشق مادرانه ، باعث رشد سریع مغز ، حافظه وهوش آنان خواهد شد .
درمقابل ، بد رفتاری یا ابراز نکردن محبت والدین به کودکان ، به ویژه از سوی مادر ، باعث ایجاد مشکلات روحی روانی و کم هوشی در بزرگسالی می شود این ضایعات روحی گاهی جبران ناپذیر و بر رفتار کودکان تأثیر منفی می گذارند .
به همین دلیل هم گفته شده است وقتی مادر به کودک خود شیر می دهد ، نگاه کودک به مادر دوخته می شود در واقع از منبع سرشار از مهر ومحبت تغذیه می گردد .
بعضی کارها را نبایستی به هیچ وجه به تعویق انداخت . کودکی که اکنون به آغوش ما روی می آ وردومی خواهد همین حالا در آغوشش بگیریم یا ازاو تعریف کنیم ، درست درهمین لحظه به این کار نیازدارد ، نه زمانی که ما فرصت داشته باشیم ! دوستی که اکنون نیاز دارد سربرشانۀ ما بگذاردوبگرید نمی تواند تا فرصتی دیگر صبر کند . برآوردن نیاز عاشقی به ابراز علاقِۀ مجدد ، به هیچ وجه نباید به تعویق افتد عشق تعهدی است که به ما اطمینان می دهد هر زمان که نیازمند آن باشیم حضور دارد .
این تصورکه ممکن است وقت منا سب دیگری برای عشق پیش آید ، باعث شده که بسیاری ازمردم عمری را با تأسف بگذرانند . لحظاتی که کسی به محبت ما نیاز دارد و ما آن را برآورده نمی کنیم ، هرگز جبران پذیر نیست ( بوسکالیا ، 1382) .
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت
23:45
به فرزندانمان بی قید وشرط عشق بورزیم ( )
به فرزندانمان بی قید وشرط عشق بورزیم
چند روزی بود که ویندوز کامپیوتر من پریده بود و من نمی توانستم مطلبی ارائه بدهم ویا کارهای دیگر کامپیوتریم راانجام بدهم کامپیوتر از زندگی من دور شده بود این بودمن فرصت بیشتری برای دو فرزندم داشتم که کمی بیشتر از اوقات دیگر به آنها توجه کرده و باابرازعشق و علاقه بی قید وشرطم به آنها شادی وصف ناپذیری رادرمنزل بوجود آورم هرچند دلم برای روی کامپیوتر رفتن تنگ شده بود اما نصب ویندوز را به عقب می انداختم تا کمی هم بد ونه کامپیوتر درکنار همسر وفرزندانم باشم امروز با نصب ویندوز جدید میخواهم درباره چگونه به فرزندانمان عشق بورزیم برایتان بنویسم .
ماهمیشه وقتی به فرزندانمان عشق می ورزیم که کار خوبی انجام داده باشند ویا رفتار شایسته ای ارائه دهند درصورتی که عشق ورزیدن هدیه ای الهی است که باید بدون قید وشرط به فرزندانمان نثار کنیم بگذارید فرزندانتان بدانند که شما درهر موقعیت وشرایطی عاشق آنها هستید ،دراین حالت است که آن ها به شما اعتماد کرده و هرگاه با مشکلی مواجه شوند ،فوراْ آن رابا شما مطرح می کنند وبه دنبال راه حل می گردند بچه ها هنگامی می توانند درزندگی خود تصمیم گیری صحیح داشته باشند وبه دنبال کشف چیزهای جدید بروند که درخود احساس آزادی عمل کنند . دراین صورت است که آنها به مرور زمان درمی یابند که خود مسوول زندگی شان هستند وبرای رسیدن به اهدافشان باید استوار وثابت قدم باشند . آنها باید این آزادی را داشته باشند که شکست بخورند بدونه اینکه موردبازخواست قرار گیرند . عشق ورزیدن بی قید وشرط به آنها باعث می شود که فرزندان بیاموزند برای رسیدن به قله های موفقیت،باید قاطعیت ودرعین حال انعطاف پذیری رادرخود تقویت کنند . تمام نیازها ،آرزوها وانتظارات فرزندان شما دریک لغت خلاصه می شود وآن هم عشق است . بنابراین هنگامی که با آنها زندگی می کنید ونقش شما درزندگی آنها بسیار پر رنگ است ،به آنها عشق بورزید مطمئن باشید عشق ومحبتی که شما امروز به فرزندانتان می ورزید تاثیر آن تاچندین نسل باقی خواهد ماند .

نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت
21:53
توانبخشی به کودکان استثنایی و چگونگی کمک به آنها در مدارس استثنایی ( )
بسمه تعالی
در آموزش گروه کودکان استثنایی ، توانبخشی از اهمیت ویژه ای برخوردار است بطوریکه آنرا مقدمه و
لازمه آموزش این گروه از کودکان می دانند به همین علت در اکثر و تقریباً تمامی مدارس استثنایی گروه توانبخشی اعم از فیزیوتراپی ـ کار درمانی ـ گفتار درمانی ـ شنوایی شناسی مشغول به خدمت به این گروه هستند .
ازمیان این رشته ها گفتار درمانی تقریباًدر تمام مدارس وجود دارد که به صورت یک بخش مستقل مشغول به کار است و همکاران خانم یا آقا برای تسهیل آموزش استثنایی فعالیت دارند .
گفتار درمانی که یکی از شاخه های مهم توانبخشی است در مدارس استثنایی شامل همة گروههای استثنایی که اختلالات گفتار و زبان دارند می شود ، همانطور که می دانیم در مدارس استثنایی کودکان معلول ذهنی ـ جسمی ـ نابینایان ـ ناشنوایان ـ اختلالات رفتاری و ... به صورت گروههای خاص کلاس های مخصوص آموزشی دارند .
حال هر گروهی از این گروه که اختلالات گفتاری داشته باشند در طیف کار درمانی گفتار درمان قرار خواهند گرفت ، که در مقایسه با کار درمانی که بیشتر با گروه جسمی و ذهنی سر و کار دارند و شنوایی شناسان که با گروه ناشنوایان در ارتباط اند ، ملاحظه می کنید که گفتار درمانگران با گروه وسیعی در ارتباط هستند .
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت
21:47
دزدی از مدرسه وارتباطش با تمیز شدن دستشویی ها ( )
دزدی از مدرسه وارتباطش با تمیز شدن دستشویی ها
این خبر جالب وواقعی است درمدرسه پسرم چند شب پیش دزدی شده بود وقتی پسرم به منزل آمد با خوشحالی این خبر راگفت که درمدرسه ما دزدی شده به همین خاطر دستشویی هایی را که قبلاتمیز نبود و درامر نظافت آنها هیچگونه اقدامی صورت نمی گرفت تمیز کردند حالا چرا آنجا را تمیز کردند چون آقا دزده از جمله چیزهایی که دزدیده بود شیر آب دستشویی ها بود ومسولین مدرسه برای اینکه پلیس ضمن بازدید از آنجا به وضع اسفبار و عدم نظافتش اعتراض نکند قبل از آنکه پلیس سر برسد دستور داد حسابی دستشویی ها را تمیز کنند دست این جور دزدهای با معرفت درد نکند که لااقل درقبال ضرری که به مدرسه زد به سیستم آموزشی خدمت کرد چون پسرم همیشه تا منزل بیاید از دستشویی مدرسه به علت کثیفی بیش از حد استفاده نمی کرد ما هم شرمنده از بیان این مسئله به مدیر محترم بودیم به همین علت در روی آموزش او اثر گذاشته بود چه بسا دانش آموزان دیگر هم همین مورد را داشتند. شاید هم این ترفندیکی از طرفداران نظافت مدارس و محیط زیست بود که توانست از این را ه به نظافت دستشویی ها کمک کند .سوال من این است چرا درزمینه نظافت این یک قلم درمدارس کوتاهی می شود و آنقد قضیه جدی می شود که کار به جاهای باریک کشیده می شود فرزندان ما با عدم استفاده از این سرویس های کثیف به کلیه هایشان صدمه می زنند و از نظر بارمالی خانواده ها را هم ضرر می زنند . من امیدوارم دیگر کار به اینجاها نکشد و اگر مدیران ما کمی دراین زمینه بی توجه هستند لااقل بازرسی های مداوم مسولین بهداشتی اداره آموزش وپرورش آنها را مجاب به نظافت کند . ودیگر مورد از دزدان مدارس می خواهیم که با یک عمل نادرست وزشت که دزدی از بیت المال می باشد نخواهند به اهداف خود برسند دزد عزیز جایی که تورفتی دزدی از مدرسه محل تعلیم وتربیت است آنجا مقدس است پهلوانان وسرافرازان وطن دراین کارخانه تولید می شوند و آینده کشور درگرومقدس بودن چنین جایگاهی است لطفاقداست مدرسه رانشکنید و لااقل از این یک مورد دیگر تعدی انجام نگیرد درست است دراین مورد عدو سبب خیر شد اما قبح دزدی همیشه هویدا است .
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت
21:45
چرا تشویقی برای یکسری ازمعلمین بدونه بیان اینکه به چه دلیل تشویق شدند بخوانید وخودتان قضاوت کنید ( )
چندروزی است که برای تعدادی از معلمین مجتمع استثنایی قدس بهشهرتشویقی از آقای فاضلی ریاست آموزش وپرورش استان آمده که با عث خوشحالی یکسری و ناراحتی یکسری دیگر از همکاران شده است قضیه از این قرار است که حدود ۱۱نفر از همکاران کم سابقه ما درچند روز قبل تشویقی از آقای فاضلی گرفتند که بیشتر همین افراد دریکماه قبل از وزیر تشویقی داشتند و چون این همکاران محترم ازپایه های پایین می باشند واصولاْ همکاران با سابقه ۲۰سال به بالا درکلاس های بالا تدریس می کنند از دریافت این تشویق ها محروم هستند جالب است بدانید که از ۱۰معلم با سابقه ۲۰سال به بالا مدرسه هیچکدام تشویق نشدند و حتی معلمی است که با ۲۶سال سابقه هنوز تشویقی دریافت نکرده ولی آرام بدونه هیچگونه اعتراضی به کارش ادامه می دهد مگر نه این است که ما یک ورق کاغذ به نام تشویقی به معلمی که خود را چون شمع نثار این کودکان محروم و بی گناه کرده وبه هزار جور بیماری دچار شدند و افسردگی آنها را از پای درآورده آیا بعد از سالها خدمت لیاقت تشویق رئیس محترم آموزش وپرورش رانداشتند ودرعوض شما آمدید به معلمینی که سابقه بسیار کمتری دارند می دهید من همه معلمین مدرسه ام رابا دل وجان دوست دارم نمی خواهم بگویم چرا به آنها تشویقی داده اید حقشان بود چون واقعاْ همه دراین مدرسه زحمت می کشند اما می خواهم بگویم چرا حق ما معلمین ۲۰سال به بالا نبود که درسالهای اخیر یکی بعد از دیگر ی بازنشسته می شویم واین تشویق نامه می توانست لااقل دردریافت گروهمان کمکمان کند . مدیر محترم مجتمع بعد از اعتراض همکاران به این مسئله گفتند که ما هیچ دخالتی دراین امر نداشتیم وسازمان استثنایی خود شان این کارراکردند . اگر مسئولی از سازمان این متن راخواند لطفاْ به خاطر اینهمه سال خدمت بی منت که درمدرسه استثنایی انجام داده ایم جوابمان رابدهید واگر می خواهید درمورد همکارانی را که ۲۰سال به بالا خدمت کردند واز تشویق شما محروم بودند آگاهی بدست آورید درزیر اسامی آنها لحاظ می شود .
احمد براری -علی خلیلی -علی اکبر حیدری -غلامعلی رمضانقربانی -محمد تبرایی -زینب فرحمندی -سیده ربابه موسوی پور -سلیمه دهبندی -زهرا ارباب -سکینه باقری
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت
21:43
جشنواره تدریس در مجتمع قدس بهشهر ( )
درروز ۱۰ اردبیهشت یعنی دیروز درمدرسه ما جشنواره تدریس برگزار بود رقابت بین معلمین استثنایی شهرهای گلوگاه وبهشهر به داوری کارشناسان سازمان استثنایی و تنی چند ازسرپرستان مدارس مختلف استان که بدین منظور انتخاب شدند من دراینجانمی خواهم از نحوه تدریس واینکه کی بهتر بود ویا نحوه داوری صحبت کنم می خواهم درباره چیزهای زیادی که درکنار این جشنواره دیدم برایتان بنویسم ازیکماه قبل ازجشنواره معلمین شروع کردند به تدارک یک تدریس نیم ساعته که باید درحضورفیلم بردار وکارشناس وتماشاگر می بایست اجرا کنند دراین میان هر ترفندی که بلد بودند برای جذابیت تدریس شان بکاربستند . مثلاْ وارد شدن به کلاس چطوری باشد گروها با چه گلهایی دسته بندی شوند . و بماند که شاید پنجاه بار تدریس راتکرار وتمرین کردند وچه حرص وجوش ها که نخوردند مثلاْبه دانش آموزی یادمی دادند که دراین لحظه که من گفتم آب فلانی تو باید بگویی مثلاْ لیوان بچه ها اشتباه می گرفتند بعضی وقتها جای کلمات را اشتباه می گفتندمثلاْمی گفتند گوسفند که خنده همه رادرمی آوردند وحرص معلمشان را که آخه چند بار بگویم من این کلمه را گفتم شما اون کلمه را بگویید خلاصه بنده های خدا معلمینی که برای جشنواره آماده می شدند حسابی هلاک شدند خسته تر از آنها دانش آموزانشان که می خواستند با آنها تدریس ارائه شود درست است که استثنایی هستند ولی از اینهمه تکرار آنهاهم خسته شده بودند شاید اگر توانایی بیان احساسشان راداشتند به نظر من فریادمی زدند که حالمان از اینهمه تکرار وتکرار بهم خورده اما طفلی ها چیزی نمی گویند نمی خواهند معلمشان بیشتر از این خسته شود کودکان استثنایی ازنظر عاطفی مثل بچه های عادی عاطفه به خرج می دهند و درک می کنند که معلم عزیزشان چرا اینهمه تکرار می کند آخه بنده خدا زحمت می کشد شاید مورد قبول قرار گیرد ولی ازآنجایی که رقابت خیلی نزدیک وسنگین است اکثراْبایک لوح تقدیر ویک کادوی ناقابل مشایعت می شوند بگذریم که چرا کسی قدر اینهمه زحمت رانمی بیند و بگذریم چراعزیزان معلم اینهمه اصرار دارند که با ایجاد محیطی کاملاْمصنوعی بخواهند کاری ارائه دهند که یک با ردرطی سال تدریس خود هم یک نمونه از این تدارکات تدریس نیم ساعتشان را انجام نمی دهند .اما مطلبی که منظور نظر بنده بود وباعث شد این مطالب بیان شود وبسیار مرا خوشحال می کرد دیدن همکاری وتلاش بقیه همکاران درمدرسه برای کمک به همکارشان درارائه کاربهتر بود مثل اینکه فکرمی کردند حالا که فلانی می خواهد تدریس کند انگار نماینده تک تک آنها است پس باید کمکشان کنند این بایدها اجباری نبود بلکه اختیاری وازروی علاقه شوق یکی نقاشی می کرد دیگری رنگ زدن آن رابعهده می گرفت وساختن وسایل آموزشی ،تدارک وتهیه چیزهای مورد نیاز تدریس همه باهم یک حس داشتند انگار خودشان تدریس دارند وجالب اینکه این مسئله باعث می شد که طرفی که می خواست تدریسش راارائه کند چون دایم همکاری میدید بیشتر تشویق وترعیب به ادامه راه می شد درروز جشنواره من چهره همکاران رانگاه می کردم تا تمام شدن تدریس دوستانشان فقط به این مسئله فکرمی کردند که هر چه زودتر بدونه خطا کارشان به پایان برسد .این یعنی دوستی وصمیمیت و ارزش به نظر من اگر این جشنواره ها هیچ ثمره ای نداشته باشند که البته دارند برایم همین ایجاد مهرورزیدن
به همدیگر و بامهربانی و صمیم قلب کمک کردن بزرگترین ثمره می باشد .
نوشته شده توسط
سکینه باقری تیرتاشی در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت
21:42
مطالب پیشین
|
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد . All Rights Reserved 2005-2006 © by arameshee-man |
